تبليغاتX
یادداشتهای سامان رسول پور
یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386

                                    دو پرسش از ملت و حکومت

اخیرا آقای احمد رافت، روزنامه نگار ایرانی ساکن رم مطلبی منتشر کرده اند با عنوان "بشر خودی و بشر ناخودی" که در آن با اشاره به نامه ی اکبر گنجی "برای همه " از منطق خودی و غیر خودی ایشان در دفاع از حقوق بشر گلایه کرده اند.به عنوان یک مدافع حقوق بشر، آنچه را که آقای رافت در پیوند با تبعیض قائل شدن برخی ها در دفاع از حقوق بشر به درستی به آن پرداخته اند تایید می کنم و لازم می بینم نکاتی را به آن بیافزایم.

در ایرانی که ما در آن زندگی می کنیم، کسانی زندانی هستند اکنون که  نه چپ اند و نه راست ، نه برانداز و نه حکومتی.افرادی مثل "محمد صدیق کبودوند" و" اجلال قوامی" و ... در واقع نمایندگان  نسلی از فعالان کرد هستند که صرفا کارهای حقوق بشری انجام می دهند.مستقل اند و جسور و آگاه.نقض حقوق بشر را توسط هر جریانی که باشد افشا می کنند و محکوم.برخلاف خیلی ها،حقوق بشر برای این افراد،ابزاری نیست برای براندازی حکومت یا خوراکی تبلیغی برای اپوزسیون.آنها حقوق بشر را برای کرامت انسان می خواهند و نه برای سیاست بازی. دوری از سیاست برای این فعالین تازه نفس یک اصل اخلاقی است .

این طیف درطول سالهای گذشته بدون هیچ فیلتر یا گزینشی از حقوق همه ی زندانیان دفاع کرده اند.برای زندانی وکیل گرفتند،خانواده ی زندانیان سیاسی را یاور بودند وبرای همه به یک نسبت اطلاع رسانی داشتند.با حضور و حمایت بموقع از احکام اعدام زیادی پیشگیری نمودند و صدها بیانیه و کمپین و فراخوان در اشاعه و دفاع از حقوق بشر انتشار دادند.کمترین نتیجه ای هم که گرفتند این بوده که بحث حقوق بشر را کم و بیش در میان شهروندان کرد دامن زدند وحقوق بشر شد: ستون همیشگی سایتها و سرخط هر روزه ی اخبار رادیو و تلویزیونها کردی و مورد استفاده ی سازمانها و تشکلهای حقوق بشر در عرصه ی بین الملل .و این چیزی بود که قبلا در کردستان نبود.

حالا تصور کنید کسانی که این مبارزه ی با ارزش را دربخشی از جامعه ی مدنی ایران به راه انداخته اند  اکنون به همین جرم،یعنی "دفاع از حقوق ملت" زندانی شده اند.بیشترین حمایتی که از این افراد شده،از سوی سازمانها و شخصیتهای بین المللی  مدافع صلح وحقوق بشر بوده و بیشترین سکوتی هم  که موجود است از سوی فعالان سیاسی،احزاب و دموکراسی خواهان داخل کشور.کسانی که مدعی اند اما حقوق جهانشمول بشر را حتی برای همه ی ایرانیان نمی خواهند و فقط برای خود و دوستان و همفکران خود می خواهند چیزی که می توان آنرا نوعی "پارتی بازی" قلمداد کرد.چطور می توانند سکوت کنند و نبینند زندانی شدن کسانی را که در کردستان" پدر حقوق بشر" لقب گرفته اند. امروز اگر از این نسل حقوق بشری،نسلی که در تهران اند یا  500 -600 کیلومتر آنسوتر تهران زندگی می کنند،حمایت نکنند،چطور انتظار دارند به مدافع منطق خودی و غیر خودی حتی در دفاع از حقوق بشر هم متهم نشوند.

متاسفانه امروز فعالان حقوق بشر در زندانها تنهایند،تنهاتر از دانشجویان دربند،تنهاتر از فعالان کارگری و معلمان،تنهاتر از فعالان زن.صدای گروههای چپ و سندیکاها در داخل و خارج که آزادی اسانلو و صالحی را می طلبند گوشها را می نوازد.دانشجویان بازداشتی جریانهای اصلاح طلب،فعالان سیاسی وتقریبا همه را داشتند که برای آزادیشان  تلاش کنند.فعالان زن،بخش عمده ای از زنان ایران،بیشتر احزاب و نهادها و فعالان همه ی عرصه ها را داشتند در کنارشان.روزنامه نگاران کرد هم تنها نیستند و می بینیم که برای آزادی عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار چه کارزاری  با شکوهی برقرار است.

اما تنهاترین ها فعالان نجیب و صادق حقوق بشر در کردستان و دیگر نقاط ایران هستند.کسانی که به حق از از فعالان همه ی عرصه ها حمایت کردند،از حقوق انسانی و قانونی زندانیان سیاسی مستقل یا وابسته به همه ی گروهها پشتیبانی نمودند.  شب و روز با حد اقل امکانات و با فشارهای طاقت فرسای امنیتی و با تخریبات ناجوانمردانه ی این و آن ، از حرکت باز نایستادند وبا استقامتی منصور گونه باز گفتند:دفاع ازحقوق بشر.اگر فعالان کارگری به خاطر مطالبه ی حداقل حقوقشان به زندان می افتند یا فعالان زن به خاطر مبارزه با آپارتاید جنسی یا تغییر قوانین تبعیض آمیز شلاق عائدشان می شود،اگر روزنامه نگاران به دلیل دگراندیشی به بند کشیده میشوند و یا دانشجویان به دلیل نقد حاکمیت در زندان شکنجه درو می کنند،امروز فعالان حقوق بشر تنها و تنها به دلیل دفاع از حقوق زن و مرد و کارگر و روزنامه نگار و دانشجوی ایرانی است که تحت شدیدترین فشارها قرار دارند.

در سالهای گذشته،بهانه ی برخی این بود که اطلاع رسانی وجود ندارد در کردستان و این را می کردند توجیه بی تفاوتی خودشان،یا عده ای  فرض غلط تجزیه طلبی را بهانه می ساختند.اما در شرایط کنونی کارنامه ی فعالان حقوق بشر زندانی و فعالیت مستمرشان  رنگ و رویی دارد و دیگر دلیلی منطقی نمیتواند داشته باشد سکوت.تنها سکوت کسانی جایز است که ناقض حقوق بشرند و از مدافعان حقوق بشر،دلخور.[فارغ از آن دسته ای که می خواهند اما محدودیتهای خاص دارند]

 هر چند امثال کبودوند بارها از اپوزسیون خواستند تا به حقوق اعضای خود احترام بگذارند یا به روشهای غیر انسانی و غیر اخلاقی برای تخریب مخالفان خود متوسل نشوند،هر چند بارها و بارها از حکومت خواستند که در رفتارش با مردم تجدید نظر کند و به حقوق بنیادین شهروندان ایرانی احترام بگذارد یا از مردم خواستند که  در روابط اجتماعی خود به حقوق یکدیگر بیشتر توجه کنند.هرچند از پدر سالاری و سنتهای غلط انتقاد کردند که هر روز دختر یا زنی را قربانی قتل های ناموسی می کند، برخشونت و جنگ افروزی تاختند چون پس از سالها روزی نیست که انفجار مین جان کودکان را نستاند.هر چند که حقوق بشر را فقط برای شهروندان کرد مطالبه نکردند وطالب حقوق همه ی  شهروندان ایرانی و حتی غیر ایرانی هم بودند.هر چند که از همه ی ناقضان حقوق بشر انتقاد کردند و از همه ی کسانی که حقوقشان ضایع ،حمایت کردند،اما اکنون، اکنون که خود دربندند کسی نیست که مدافع حقوقشان باشد.

پرسش از حکومت: براستی چنین کسانی شایسته ی تقدیرند یا بازداشت و شکنجه؟

پرسش از ملت: باید ازشان به شکلی گسترده حمایت شود یا به شکلی وسیع بایکوت؟

درست است که سکوت الزاما به معنای بایکوت نیست اما  سکوت نشانه ی حمایت هم نیست.آنچه که امروز کبودوندها و سایر فعالان حقوق بشر دربند به آن نیازمندند دفاع جانانه ی ملت و فعالان همه ی عرصه هاست.آنان تنهایند. آنقدر تنها هستند در انفرادی که خوش ترین لحظه شان هنگامی است که چشم و پا بسته  به مهمانی بازجو می روند تا حتی به قیمت رقم خورن سرنوشتشان،مدتی از برزخ سلول  به در آیند.

پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386

پیام تسلیت سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در پی درگذشت مهندس  بهاء الدین ادب

 

مطلع شدیم که "مهندس بهاء الدین ادب" فعال سیاسی، بنیانگذار جبهه ی متحد کرد ونیز نماینده ی مردم سنندج و کامیاران و دیواندره در دوره های پنجم و ششم مجلس شورای اسلامی بر اثر بیماری سرطان در بیمارستان مهر تهران فوت کردند.سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان اندوه و تاسف عمیق خود را از فوت نابهنگام "مهندس بهاء الدین ادب" ابراز می دارد و خود را در غم خانواده ی محترم و دوستان و دوستداران مرحوم ادب شریک می داند.

25 مرداد 1385

سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386

زندان براي مطالبه حق، چرا؟

همسر محمود صالحي در گفت و گو با روز: - دوشنبه 22 مرداد 1386 [2007.08.13]

سامان رسول پور
s.rasoulpour@gmail.com

لینک مصاحبه:http://www.roozonline.com/archives/2007/08/post_3540.php

نجيبه صالح زاده، همسر محمود صالحي است، کسي که در مجموع 8 سال به خاطر فعاليت هاي صنفي، حبس کشيده است و در حال حاضر هم با وجود از دست دادن يک کليه و بدتر شدن وضعيت کليه ديگرش، در زندان سنندج زنداني است. نجيبه صالح زاده در گفت و گو با روز اظهار اميدواري مي کند که فشارهاي بين المللي به آزادي محمود صالحي بيانجامد. وي در غياب همسرش از مشکلات و سختي هاي زندگي گفته است.


ادامه مطلب
پنجشنبه هجدهم مرداد 1386

فشار براي انحلال سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

محمد صديق کبودوند خبر داد: - پنجشنبه 18 مرداد 1386 [2007.08.09]
سامان رسول پور
s.rasoulpour@gmail.com


لینک:http://www.roozonline.com

محمد صديق کبودوند رييس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، که از روز 10 تير ماه در بازداشت بسر مي برد، براي اولين بار با خانواده اش ملاقات کرد. وي در اين ملاقات خبر داد در طول مدت بازداشت در بند 209 زندان اوين ،تحت فشارهاي روحي و رواني قرار گرفته تا سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان را منحل کند.بنا به گفته خانواده اين فعال حقوق بشر،کبودوند در اعتراض به اين فشارها 8 روز را در اعتصاب غذا بسر برده که موجب حادتر شدن بيماري ريوي وي شده است.


ادامه مطلب
چهارشنبه دهم مرداد 1386

اعدام شدگان قبل از مرگ شکنجه شده اند

شيوا نظرآهاري در گفتگو با روز: - چهارشنبه 10 مرداد 1386 [2007.08.01]

سامان رسول پور
s.rasoulpo
ur@gmail.com

لینک مصاحبه:http://www.roozonline.com/archives/2007/08/006514.php

پس از اعدام 16 نفر از کساني که به عنوان "اراذل و اوباش" اعدام شدند، گروه ديگري نيز قرار است امروز به جمع اعدام شدگان بپيوندند. در اين ارتباط با شيوا نظر آهاري، فعال حقوق بشر گفتگويي کرده ايم که در پي مي آيد.

خانم نظر آهاري ظاهرا قرار است فردا تعدادي از افرادي که نيروي انتظامي آنها را"اراذل و اوباش" ناميده اعدام شوند. آخرين اخبار در اين مورد چيست؟


ادامه مطلب
سه شنبه نهم مرداد 1386

چه کسي راست مي گويد؟

لینک مطلب:http://www.roozonline.com/archives/2007/07/006476.php

يکسال پيش که چند ماهي در تبعيدگاه اردبيل زنداني بودم، درسي آموختم که به باورم هر آن کس که زندان رفته آن را آموخته است.

تازه به زندان اردبيل انتقالم داده بودند که يکي از مسئولان زندان، در اولين برخوردي که با من داشت، پرسيد: "براي چي گرفتنت؟" گفتم: "کارهاي حقوق بشري". گفت: "کارهاي حقوق بشر يعني اينکه به بشر پول مي دهند؟! گفتم: "نه حقوق بشر يک چيز ديگري است". مشخص بود که مفهومش را خوب نميدانست.


ادامه مطلب
دوشنبه هشتم مرداد 1386

تحت فشاريم، ما را تنها نگذاريد

خانواده هاي زندانيان کرد در مصاحبه با روز: - دوشنبه 8 مرداد 1386 [2007.07.30]

سامان رسول پور
s.rasoulpour@gmail.com

 لینک مطلب:http://www.roozonline.com/archives/2007/07/006442.php

پيرامون اثرات زنداني شدن عضوي از خانواده بر خانواده زنداني، گفتگويي کرده ايم با خانواده سه تن از زندانيان کرد، تونيا کبودوند دختر محمد صديق کبودوند، شاهو قوامي برادر اجلال قوامي و ليلي حسن پور خواهر عدنان حسن پور.مصاحبه در پي مي آيد.


ادامه مطلب
یکشنبه هفتم مرداد 1386

به بازداشت ها پايان دهيد
واکنش هابه نقض حقوق بشر در کردستان - یکشنبه 7 مرداد 1386 [2007.07.29]

سامان رسول پور
s.rasoulpour@gmail.com

در ادامه واکنشهاي بين المللي به صدور حکم اعدام براي عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار،سازمان گزارشگران بدون مرز کمپين امضايي براي آزادي اين دو روزنامه نگار کرد به راه انداخت.اين سازمان مدافع آزادي مطبوعات که مرکزش در پاريس است،طي فراخواني که خطاب به سفير جمهوري اسلامي در پاريس تنظيم شده،ضمن اشاره به غير علني بودن دادگاه و عدم حضور وکيل مدافع در جلسه دادگاهي"عدنان حسن پور" و "هيوا بوتيمار" تنها جرم اين دو تن را انجام وظيفه اطلاع رساني بر اساس اصل 19 اعلاميه جهاني حقوق بشر دانسته و خواستار آن شده است که سفير ايران همراه با امضا کنندگان فراخوان، خواهان آزادي فوري اين دو زنداني شود.

لینک گزارش:http://www.roozonline.com/archives/2007/07/006428.php


ادامه مطلب
چهارشنبه سوم مرداد 1386

حکم اعدام به خاطر فعاليت فرهنگي

همسر هيوا بوتيمار در مصاحبه با روز: - چهارشنبه 3 مرداد 1386 [2007.07.25]

سامان رسول پور
s.rasoulpour@gmail.com

هيرو دانش همسر 19 ساله "هيوا بوتيمار" است؛ فعال مدني مريواني که به اتهام "محاربه" به اعدام محکوم شده است.وقتي با وي تماس گرفتم تا قرار مصاحبه را بگذاريم، صدايش هنوز رنگ اشک داشت. اشگي خشک نشده. مي خواستم با ايميل پرسشها را برايش ارسال کنم، از تعطيلي شهر گفت واعتراض مردم بخاطر صدور حکم اعدام براي همسرش. هيرو دانش دانشجوي رشته رياضي است و در حال حاضر با پدر و مادرش زندگي مي کند. او به روز گفت: "حتي اگر قبل از ازدواج مي دانستم براي همسرم حکم اعدام صادر مي کنند، باز هم با او ازدواج مي کردم؛ ما عاشق يکديگريم".


ادامه مطلب
دوشنبه یکم مرداد 1386

اگر پسرم اعدام شود، من هم مي ميرم

مادر عدنان حسن پور در گفت و گو با روز: - دوشنبه 1 مرداد 1386 [2007.07.23
سامان رسول پور
s.rasoulpour@gmail.com

حاج خانم، مادر پسري است که برايش حکم اعدام صادر کرده اند:عدنان حسن پور، روزنامه نگار کرد که برايش حکم اعدام صادر شده.عايشه ايماني مادراين روزنامه نگار مريواني مي گويد: "خون من به خون عدنان وابسته است؛ اگر بلايي بر سر او بيايد معلوم نيست چه اتفاقي براي من رخ مي دهد".مادرعدنان حسن پور به پرسشها، مختصر و مفيد پاسخ دادو از تاثير اين حکم بر زندگي خود و تنها پسر همراهش گفت.


ادامه مطلب